اکو تحلیل-هشدار اخیر «سرگئی لاوروف» وزیر امور خارجه روسیه درباره پیامدهای احتمالی بسته شدن تنگه باب‌المندب، بار دیگر نگاه اقتصاد جهانی را به یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی و تجارت معطوف کرده است. آبراهه‌ای که اگرچه از نظر جغرافیایی تنها یک گذرگاه باریک میان دریای سرخ و خلیج عدن محسوب می‌شود، اما نقش آن در اقتصاد جهانی به اندازه‌ای گسترده است که هرگونه اختلال در آن می‌تواند زنجیره‌ای از پیامدهای اقتصادی را از بازار نفت گرفته تا قیمت کالاهای مصرفی در سراسر جهان ایجاد کند.

اکو تحلیل در این یادداشت، ابعاد اقتصادی این بحران بالقوه و پیامدهای آن برای بازیگران کلیدی اقتصاد جهانی را بررسی می‌کند.

باب‌المندب؛ شاهراه انرژی و تجارت جهانی

تنگه باب‌المندب در محل اتصال دریای سرخ به خلیج عدن قرار دارد و یکی از مهم‌ترین مسیرهای دریایی جهان برای انتقال کالا و انرژی محسوب می‌شود. این آبراهه در کنار کانال سوئز، مسیر ارتباطی میان تولیدکنندگان بزرگ آسیایی و بازارهای مصرفی اروپا را کوتاه‌تر می‌کند.

اهمیت راهبردی باب‌المندب در یک نگاه:

  • عبور روزانه حدود ۶.۲ میلیون بشکه نفت از این تنگه به سمت اروپا و آمریکا

  • ترانزیت سالانه بیش از ۱۰ درصد از تجارت جهانی از طریق این مسیر

  • مسیر اصلی صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) قطر، عمان و سایر تولیدکنندگان خلیج فارس به اروپا

  • ارتباط حیاتی با کانال سوئز؛ هرگونه اختلال در باب‌المندب به معنای توقف یا کاهش چشم‌گیر تردد در کانال سوئز است

اهمیت اقتصادی این تنگه زمانی بیشتر مشخص می‌شود که بدانیم مسیر جایگزین برای عبور کشتی‌ها، یعنی حرکت از اطراف قاره آفریقا و عبور از دماغه امید نیک، فاصله و زمان حمل را به شکل قابل توجهی افزایش می‌دهد. افزایش مسافت دریایی به معنای افزایش مصرف سوخت کشتی‌ها، رشد هزینه بیمه و در نهایت افزایش قیمت کالاهایی است که به دست مصرف‌کنندگان می‌رسد.

شوک احتمالی به بازار انرژی؛ تهدیدی برای ثبات اقتصادی جهانی

یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های اقتصادی درباره بسته شدن باب‌المندب، تأثیر آن بر بازار انرژی است. بازار جهانی نفت طی سال‌های اخیر به شدت تحت تأثیر عوامل سیاسی و امنیتی قرار گرفته است. کوچک‌ترین نگرانی درباره کاهش عرضه یا دشوار شدن مسیر انتقال نفت می‌تواند باعث افزایش قیمت‌ها شود.

زنجیره اثرگذاری بر اقتصاد جهانی:

حلقه پیامد
افزایش قیمت نفت گران‌تر شدن سوخت و افزایش هزینه حمل‌ونقل
افزایش هزینه تولید رشد هزینه‌های تولید در صنایع مختلف
افزایش تورم انتقال هزینه‌ها به قیمت نهایی کالاها
سیاست پولی انقباضی افزایش نرخ بهره توسط بانک‌های مرکزی
کاهش رشد اقتصادی کاهش سرمایه‌گذاری و کند شدن رشد

افزایش قیمت نفت تنها به معنای گران‌تر شدن سوخت نیست، بلکه اثر آن به تمام بخش‌های اقتصاد منتقل می‌شود. برای اقتصادهای بزرگ واردکننده انرژی مانند چین، هند، ژاپن و بسیاری از کشورهای اروپایی، افزایش قیمت نفت می‌تواند فشار قابل توجهی ایجاد کند.

چرا آمریکا بیش از دیگران نگران است؟

اگرچه آمریکا طی سال‌های اخیر با افزایش تولید نفت و گاز داخلی، وابستگی مستقیم خود به واردات انرژی از خاورمیانه را کاهش داده است، اما این موضوع به معنای مصونیت اقتصاد این کشور از پیامدهای اختلال در مسیرهای انتقال انرژی نیست.

سه کانال اثرگذاری بر اقتصاد آمریکا:

۱. فشار تورمی: افزایش قیمت نفت، هزینه تولید در صنایع مختلف آمریکا را بالا می‌برد و فشار تورمی را افزایش می‌دهد. این مسئله در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که اقتصاد آمریکا طی سال‌های اخیر یکی از طولانی‌ترین دوره‌های مقابله با تورم را تجربه کرده است.

۲. هزینه تأمین مالی: هر شوک جدید در بازار انرژی می‌تواند روند کاهش تورم را با چالش مواجه کند و فدرال رزرو را برای مدت طولانی‌تری در مسیر حفظ نرخ‌های بهره بالا قرار دهد. تداوم نرخ بهره بالا به معنای افزایش هزینه تأمین مالی برای شرکت‌ها و کاهش سرمایه‌گذاری است.

۳. هزینه‌های حمل‌ونقل: آمریکا به عنوان یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان کالا در جهان، از افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل دریایی آسیب خواهد دید. بسیاری از کالاهای صنعتی و مصرفی بازار آمریکا از مسیرهای دریایی تأمین می‌شوند.

اروپا؛ آسیب‌پذیرترین قاره در برابر بحران باب‌المندب

در میان اقتصادهای بزرگ جهان، اروپا یکی از آسیب‌پذیرترین مناطق در برابر اختلال در مسیرهای انرژی و تجارت دریایی محسوب می‌شود. اروپا طی سال‌های اخیر پس از کاهش دسترسی به منابع انرژی روسیه، بیش از گذشته به واردات انرژی از مسیرهای دریایی وابسته شده است.

چالش‌های پیش روی اروپا:

  • وابستگی بالا به واردات انرژی از طریق مسیرهای دریایی

  • افزایش هزینه تولید در صنایع اروپایی که هم‌اکنون با چالش رقابت مواجه هستند

  • فشار تورمی مضاعف بر خانوارها از طریق افزایش هزینه انرژی و مواد غذایی

  • کاهش قدرت رقابت صنایع اروپایی در بازارهای جهانی

زنجیره تأمین جهانی؛ قربانی پنهان بحران

یکی از مهم‌ترین پیامدهای اقتصادی بسته شدن یا ناامن شدن باب‌المندب، تأثیر آن بر زنجیره تأمین جهانی است. اقتصاد امروز جهان بر پایه شبکه گسترده‌ای از تولید و تجارت شکل گرفته است و اختلال در یک مسیر مهم دریایی می‌تواند عواقب گسترده‌ای داشته باشد.

صنایع آسیب‌پذیر از اختلال در باب‌المندب:

صنعت میزان وابستگی به مسیرهای دریایی
خودروسازی بالا (قطعات یدکی و مواد اولیه)
الکترونیک بسیار بالا (قطعات از آسیا به اروپا)
ماشین‌آلات صنعتی بالا
مواد غذایی متوسط تا بالا (غلات، روغن‌ها)
پوشاک و منسوجات بالا

 

تجربه بحران دریای سرخ نشان داد که حتی تغییر مسیر محدود کشتی‌ها می‌تواند هزینه حمل کانتینری را افزایش دهد. حال اگر این وضعیت به انسداد کامل یک مسیر حیاتی تبدیل شود، آثار اقتصادی آن بسیار گسترده‌تر خواهد بود.

بازندگان اصلی؛ کدام کشورها بیشترین آسیب را می‌بینند؟

در صورت تشدید بحران و بسته شدن باب‌المندب، بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان با هزینه‌های جدید مواجه خواهند شد:

کشور نوع آسیب‌پذیری
چین و هند وابستگی بالا به انرژی وارداتی
اروپا وابستگی به مسیرهای دریایی و انرژی
آمریکا تأثیرپذیری از تورم جهانی و بازار انرژی
مصر وابستگی درآمدهای ارزی به کانال سوئز
کشورهای صادرکننده انرژی کاهش تقاضای بلندمدت ناشی از رکود جهانی

ایران؛ در میان بازندگان یا در حاشیه؟

بدون تردید، ایران نیز از ناامنی در مسیرهای دریایی و افزایش تنش‌های اقتصادی منطقه متأثر خواهد شد. افزایش هزینه بیمه، دشوارتر شدن تجارت خارجی، افزایش هزینه حمل‌ونقل و فشار بر مبادلات تجاری از جمله پیامدهایی است که می‌تواند اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار دهد.

با این حال، ساختار اقتصاد جهانی نشان می‌دهد که بسیاری از قدرت‌های اقتصادی به مراتب وابستگی بیشتری به امنیت این مسیر دارند. بخش مهمی از انرژی مورد نیاز کشورهای صنعتی و کالاهای مورد نیاز بازارهای مصرفی آنها از مسیرهایی عبور می‌کند که باب‌المندب یکی از حلقه‌های اصلی آن است.

بازگشت ریسک ژئوپلیتیک به کانون توجه اقتصاد جهانی

اظهارات لاوروف درباره پیامدهای بسته شدن باب‌المندب، یک واقعیت مهم اقتصادی را یادآوری می‌کند: اقتصاد جهان هنوز بیش از آنچه تصور می‌شود به چند مسیر محدود دریایی وابسته است.

باب‌المندب امروز تنها یک نقطه جغرافیایی نیست، بلکه یکی از پایه‌های تجارت جهانی است. هرگونه اختلال در این مسیر می‌تواند همزمان سه ضلع مهم اقتصاد یعنی انرژی، حمل‌ونقل و تورم را تحت تأثیر قرار دهد.

ضلع اقتصادی اثر اختلال در باب‌المندب
انرژی افزایش قیمت نفت و گاز
حمل‌ونقل افزایش هزینه‌های دریایی و کاهش سرعت تجارت
تورم افزایش فشار تورمی در اقتصادهای بزرگ

نگرانی قدرت‌های اقتصادی جهان از بسته شدن این تنگه بیش از آنکه ناشی از مسائل کوتاه‌مدت باشد، به نگرانی درباره یک شوک اقتصادی گسترده بازمی‌گردد؛ شوکی که می‌تواند هزینه تجارت را افزایش داده، تورم را دوباره شعله‌ور کند و مسیر رشد اقتصاد جهانی را با چالش مواجه سازد.

  • نویسنده : مهدی محسنی نیا