به گزارش اکو تحلیل– لایحه «اصلاح قانون تأمین اجتماعی و ایجاد نظام جدید تأمین اجتماعی» که از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ارائه شده، این روزها در صدر اخبار اقتصادی و رفاهی قرار گرفته است.
محور این لایحه، اصلاحات ساختاری گستردهای است؛ از یکپارچهسازی نظام درمان گرفته تا جداسازی نظام بیمه بیکاری و نیز بازتعریف سهم حق بیمه کارگران و کارفرمایان. هدف اصلی هم روشن است: مهار ابرچالش ناترازی صندوقهای بازنشستگی که طی سالهای اخیر به یک نگرانی جدی برای آینده درآمد و مستمری میلیونها نفر تبدیل شده.
نظام جامع تأمین اجتماعی که مجموعهای از نهادهایی مانند سازمان تأمین اجتماعی، صندوق بیمه بیکاری و صندوق بازنشستگی تأمین اجتماعی را دربر میگیرد، طی چند سال گذشته با ناترازیهایی روبهرو شده است.
در توضیح این وضعیت، نسبت «پشتیبانی» در صندوق کاهش پیدا کرده: در ابتدای انقلاب، به ازای هر بازنشسته حدود ۷ کارگر بیمهپرداز وجود داشت، اما امروز این نسبت به حدود ۳ تا ۳.۵ کاهش یافته است.
از دلایل مهم این تغییر نیز میتوان به ورود متولدان دهه ۶۰ به سن بازنشستگی و همچنین افزایش امید به زندگی اشاره کرد. در کنار تغییرات جمعیتی، تورمهای پیاپی و کاهش ارزش پول ملی، هزینههای مستمری و تعهدات صندوقها را به شکل محسوسی بالا برده و در عین حال، بازده واقعی سرمایهگذاری نیز به دلیل رقابت شدید بازارهایی مثل ارز، طلا و املاک، کاهش یافته است.
مجموعه این عوامل، ریشه اصلی ناترازی صندوقها را شکل دادهاند. یکی از بخشهای مهم لایحه، جداسازی بیمه بیکاری از ساختار فعلی تأمین اجتماعی است. در همین راستا، نقش پررنگتری برای سازمان ملی مهارت در نظر گرفته شده تا افرادی که بیکار میشوند بتوانند مهارتآموزی ببینند و سریعتر وارد بازار کار شوند؛ به این ترتیب، مدت و هزینه «مستمری بیکاری» نیز کمتر میشود.
اما در کنار تحلیلهای فنی و کلان، تلاش شده این لایحه از زاویهای متفاوت دیده شود. یکی از اعضای دبیرخانه هیئت امنای صندوق تأمین اجتماعی نیز کتابی روایی با روایتهای ساده و جذاب درباره ضرورت اصلاحات نوشته است.
همچنین شهاب فولادیمقدم، کارشناس رفاه و تأمین اجتماعی، در یادداشت «هر سطر، یک روایت» رویکردی جدید و متفاوت را دنبال کرده؛ یعنی اینکه لایحه فقط یک متن حقوقی و عدد و نسبت نیست، بلکه مجموعه تصمیماتی است که میتواند زندگی روزمره مردم را تغییر دهد. در این نگاه روایی-تحلیلی، پرسشهای واقعی از زبان آدمهای معمولی مطرح میشود: کارگری که با نااطمینانی به بیمه بیکاری دل بسته، بیماری که در دسترسی به خدمات درمانی با کمبود امکانات مواجه است، یا نیروی کاری که در بازار پلتفرمی بدون قرارداد رسمی کار میکند و از آینده شغلیاش مطمئن نیست. قرار است در این یادداشت، «گرههای کور» لایحه و قانون فعلی با زبان چند شخصیت و تجربه زیسته روایت شود؛ از جمله:
- سلمان و سفرههای نابرابر درمان
- عطیه که شغلش را به ماشینها باخت
- سبحان، راننده اسنپ و هراس از آینده بدون بیمه
- جعفر و پلههای شعبه تأمین اجتماعی
- و…

































Saturday, 6 June , 2026