نسبت قیمت طلا به شاخص S&P 500، در ژانویه ۲۰۲۶ به عدد ۱.۴۵ رسیده است. این سطح در یک قرن اخیر، فقط سه بار و در آستانه بحران‌های بزرگ ۱۹۲۹، ۱۹۷۳ و ۲۰۰۸ مشاهده شده است. در چهار سال اخیر، ارزش واقعی سهام آمریکا نسبت به طلا ۴۶ درصد کاهش یافته است.

به گزارش اکو تحلیل-اگر تا به حال فکر کرده‌اید که بازار سهام چقدر ارزش واقعی دارد، یک شاخص ساده اما تاریخی می‌تواند به شما کمک کند. نسبت قیمت طلا به شاخص S&P ۵۰۰، یک دماسنج ۱۰۰ ساله است که نشان می‌دهد بازار سهام نسبت به طلا، گران است یا ارزان .

 

نسبت ۱.۴۵؛ نقطه‌ای که تاریخ سه بار آن را دیده است

 

بر اساس تحلیل‌های بنجامین کاون، تحلیلگر ارشد بازارهای مالی، نسبت S&P ۵۰۰ به طلا در ژانویه ۲۰۲۶ به عدد ۱.۴۵ رسیده است . این عدد در تاریخ مالی جهان فقط سه بار دیده شده و هر سه بار، بازارها یک تغییر بزرگ را تجربه کرده‌اند:

 

· ۱۹۲۹: درست قبل از شروع رکود بزرگ

· ۱۹۷۳: آغاز یک دهه رکود تورمی و سقوط ۵۰ درصدی بازار

· ۲۰۰۸: آستانه بحران مالی جهانی

 

حالا در سال ۲۰۲۶، دوباره به این نقطه رسیده‌ایم.

 

معنای واقعی این عدد

 

وقتی نسبت S&P ۵۰۰ به طلا پایین می‌آید، یعنی ارزش واقعی سهام نسبت به طلا در حال آب‌شدن است. در چهار سال اخیر، این نسبت از ۲.۷ به ۱.۴۵ رسیده است. به عبارت ساده‌تر، اگر بازار سهام را بر حسب طلا محاسبه کنیم، ۴۶ درصد ارزش خود را از دست داده است .

 

این یعنی اگر سهام خریده‌اید و سود کرده‌اید، اما آن را با طلا مقایسه کنید، ممکن است در واقع ضرر کرده باشید.

 

چرا این بار فرق می‌کند؟

 

در سال ۲۰۲۰، این نسبت به ۱.۴۴ رسید اما بازار سقوط نکرد. چرا؟ چون فدرال رزرو ۶ تریلیون دلار پول چاپ کرد و نرخ بهره را به صفر رساند . اما این بار، فدرال رزرو دیگر آن ابزارها را در اختیار ندارد. تورم هنوز کنترل نشده، نرخ بهره بالاست و بدهی‌ها رکورد زده‌اند .

 

بازار بعد از شکستن ۱.۴۵ چه می‌شود؟

بنجامین کاون هشدار می‌دهد که وقتی این نسبت از ۱.۴۵ عبور کند، بازار وارد یک «دوره طلایی» می‌شود؛ یعنی طلا بر بازار سهام چیره می‌شود. در سال‌های ۱۹۷۳ و ۲۰۰۸، پس از شکستن این سطح، هم بازار سهام و هم طلا ریزش کردند، اما سهام بسیار بیشتر ریزش کرد .

 

نکته مهم این است که این یک «چرخش سرمایه» از طلا به سهام نیست. بلکه سرمایه از بازارهای پرریسک به سمت پول نقد یا دارایی‌های فیزیکی حرکت می‌کند .

  • نویسنده : محمد حسین بهادران