به گزارش اکو تحلیل-بیایید اول یک چیز را روشن کنیم؛ شامخ، دماسنجِ صنعت است. عدد ۵۰ مرزِ سلامتاش است. بالای ۵۰ یعنی کارخانهها جوش و خروش دارند، پایینتر یعنی نفسها به شماره افتاده. تیرماه، این دماسنج عدد ۴۸.۳ را نشان داد. یعنی نهمین ماه متوالی که زیر خط قرمز ۵۰ هستیم. یعنی صنعت نفسنفس میزند.
راستش را بخواهید، وقتی با چند تا از مدیران تولیدی حرف میزنی، اولین چیزی که میگویند این است: «سفارش نیست که تولید راه بیفتد.» مشتریها رفتهاند، نه اینکه کمتر شده باشند، رفتهاند. کارخانهها با ماشینآلات روشن، منتظر یک تماس تلفنی نشستهاند که هیچوقت زنگ نمیزند.
از طرف دیگر، مواد اولیه و انرژی، هر دو گرانتر و کمیابتر از قبل شدهاند. خاموشیهای برق و کمبود مواد اولیه، مثل دو ترمز دستیِ همزمان، چرخهای تولید را قفل کردهاند. یکی از تولیدکنندهها به من میگفت: «مواد اولیه را با قیمت بالا میخرم، اما نمیتوانم محصول نهایی را گران بفروشم، چون مشتری نیست.» یعنی بنزین ماشین را با قیمت طلا پر کنی، اما کرایهات همان کرایهی همیشه باشد. نتیجهاش چیزی نیست جز فشار روی سود و نقدینگی شرکتها.
از آن طرف، صادرات صنعتی هم ۲۱ ماه است که در منطقهی رکودی گیر کرده. یعنی نه تنها در داخل کشور سفارشی نیست، در بازارهای جهانی هم جای پا را از دست دادهایم.
اما درست در تاریکترین بخش این ماجرا، یک نقطهی امید دیده میشود. شامخ انتظارات تولید برای ماه آینده عدد ۵۲ را نشان میدهد. یعنی کارخانهداران، برخلاف همهی بدبینیها، معتقدند که اوضاع مرداد کمی بهتر میشود. این ۵۲، یک پیشبینی محکم نیست؛ بیشتر شبیه یک «نه»ِ بلند به این ۹ ماهِ رکود است. یک صدای اعتراضِ امیدوارانه که میگوید: «ما هنوز دست از تلاش برنداشتهایم.»
اگر شما هم این روزها احساس میکنید که کالاها گرانتر شدهاند، اما بازار راکد است و کسی خرید نمیکند، داستان همین نمودار است. رکود یکطرفه کل صنعت را گیر انداخته. برای اینکه این خط نارنجی برگردد بالای ۵۰، فقط یک راه وجود دارد؛ ایجاد تقاضای واقعی و حل مسئلهی انرژی. شاید آن ۵۲، اولین جرقهی این تغییر باشد.
- نویسنده : محمد حسین بهادران





























Monday, 24 August , 2026