اکو تحلیل-مادران سرپرست خانوار در ایران، گروهی هستند که بار سنگین تأمین معاش خانواده را به دوش می‌کشند، اما اغلب در مسیر رسیدن به استقلال مالی با موانع ساختاری و اجتماعی روبرو هستند.

نقش آن‌ها در اقتصاد، فراتر از یک «نیروی کار ساده» است؛ آن‌ها ستون فقرات بسیاری از خانوارهای کم‌درآمد محسوب می‌شوند که بدون حمایت‌های دولتی یا شبکه‌های گسترده اجتماعی، ممکن است در چرخه فقر گرفتار شوند.

یکی از بزرگترین چالش‌ها، محدودیت‌های دسترسی به اشتغال با درآمد پایدار است. بسیاری از این مادران به دلیل تعهدات خانوادگی و نبود امکانات مراقبت از کودکان، مجبور به انتخاب مشاغل انعطاف‌پذیر اما با درآمد بسیار پایین می‌شوند. کارهای پاره‌وقت، فروشندگی در بازارهای محلی، یا کارهای خانگی (مانند خیاطی یا تولید صنایع دستی) اغلب تنها گزینه‌های در دسترس هستند. این مشاغل معمولاً فاقد بیمه، حقوق ثابت و امنیت شغلی هستند و در نتیجه، درآمد آن‌ها نوسان زیادی دارد که برای مدیریت هزینه‌های یک خانواده بزرگ، بسیار خطرناک است.

شکاف جنسیتی در بازار کار نیز نقش مهمی ایفا می‌کند. حتی زمانی که این مادران دارای مهارت و تحصیلات هستند، اغلب با تبعیض در استخدام، حقوق کمتر نسبت به همکاران مرد، و محدودیت‌های پیشرفت شغلی مواجه می‌شوند. در بسیاری از صنایع سنتی و حتی برخی بخش‌های مدرن، ترجیح کارفرمایان با مردان است و مادران سرپرست خانوار به دلیل پیش‌داوری‌های فرهنگی درباره توانایی مدیریت همزمان کار و خانواده، نادیده گرفته می‌شوند. این مسئله باعث می‌شود پتانسیل اقتصادی این قشر به طور کامل آزاد نشود و اقتصاد ملی از نیروی کار ارزشمند آن‌ها محروم بماند.

علاوه بر این، دسترسی به سرمایه و اعتبارات مالی برای این گروه بسیار دشوار است. بانک‌ها و موسسات مالی معمولاً برای اعطای وام‌های کوچک یا بزرگ، وثیقه‌های ملکی یا ضامن‌های معتبر می‌خواهند که بسیاری از مادران سرپرست خانوار فاقد آن هستند. حتی اگر طرح‌های حمایتی دولتی یا خیریه‌هایی وجود داشته باشد، فرآیند پیچیده اداری، بوروکراسی سنگین و گاهی فساد در توزیع منابع، باعث می‌شود کمک‌ها به دست کسانی نرسد که بیشترین نیاز را دارند. این موانع مالی، مانع از راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک و خلاقانه توسط این مادران می‌شود که می‌توانستند هم درآمد خود را افزایش دهند و هم اشتغال‌زایی کنند.

در نهایت، فشار روانی و اجتماعی ناشی از تنهایی در مدیریت اقتصاد خانواده، بر عملکرد اقتصادی آن‌ها تأثیر مستقیم می‌گذارد. استرس مداوم برای تأمین نیازهای اولیه، خواب ناکافی و عدم وجود شبکه حمایتی، باعث کاهش بهره‌وری و خلاقیت در کار می‌شود. وقتی ذهن یک مادر سرپرست خانوار دائماً درگیر نگرانی برای آینده است، نمی‌تواند به طور کامل بر توسعه مهارت‌ها یا برنامه‌ریزی بلندمدت اقتصادی تمرکز کند.
برای تغییر این وضعیت، نیاز به سیاست‌های هدفمند است: تسهیل دسترسی به وام‌های بدون وثیقه، ایجاد مراکز نگهداری کودکان در محل کار، آموزش مهارت‌های دیجیتال و کارآفرینی، و مبارزه با تبعیض‌های جنسیتی در محیط کار. تا زمانی که این موانع برطرف نشوند، نقش اقتصادی مادران سرپرست خانوار، هرچند حیاتی، اما ناپایدار و آسیب‌پذیر باقی خواهد ماند.

  • نویسنده : آمنه نوری