اکو تحلیل-وقتی صحبت از نقش مادران سرپرست خانوار در اقتصاد می‌شود، نمی‌توان از تأثیر عمیق آن بر نسل بعدی و چرخه فقر چشم‌پوشی کرد.

این مادران نه تنها خودشان درگیر مبارزه برای بقا هستند، بلکه تلاش آن‌ها برای حفظ آینده فرزندان، یکی از پیچیده‌ترین معادلات اقتصادی-اجتماعی را شکل می‌دهد.

فقر بین‌نسلی بزرگترین تهدیدی است که این خانواده‌ها با آن روبرو هستند. تحقیقات نشان می‌دهد که کودکانی که در خانوارهای سرپرست‌شده توسط مادران و با درآمد پایین بزرگ می‌شوند، به احتمال بسیار بیشتری در بزرگسالی نیز در چرخه فقر باقی می‌مانند. دلیل این امر فقط «کمبود پول» نیست؛ بلکه ترکیبی از کمبود سرمایه انسانی (دسترسی محدود به آموزش باکیفیت، تغذیه مناسب و محیطی که رشد فکری را تسهیل کند) است. وقتی مادر تمام انرژی و وقت خود را صرف تأمین نان شب و پرداخت اجاره می‌کند، زمان و منابعی برای حمایت آموزشی، کلاس‌های فوق‌برنامه یا حتی مشاوره تحصیلی برای فرزندانش باقی نمی‌ماند. این کمبود سرمایه انسانی در آینده، باعث می‌شود آن‌ها نیز در بازار کار با حقوق پایین و شغل‌های غیرپایدار مواجه شوند و چرخه تکرار شود.

سلامت روان و اقتصادی کودکان نیز تحت تأثیر مستقیم وضعیت مادر قرار دارد. استرس مداوم مادر سرپرست خانوار، که ناشی از نگرانی‌های مالی است، مستقیماً بر سلامت روان کودکان تأثیر می‌گذارد. کودکانی که در محیطی پر از اضطراب و بی‌ثباتی مالی بزرگ می‌شوند، اغلب دچار مشکلات تمرکز، افت تحصیلی و حتی رفتارهای پرخطر می‌شوند. این مشکلات در آینده، هزینه‌های سنگینی را بر سیستم آموزشی و سلامت کشور تحمیل می‌کند و بهره‌وری نیروی کار آینده را کاهش می‌دهد. از منظر اقتصادی، این یعنی اتلاف منابع ملی برای جبران مشکلاتی که می‌توانست با حمایت‌های به‌موقع از مادران پیشگیری شود.

با این حال، نباید نقش تاب‌آوری و انگیزه این مادران را نادیده گرفت. بسیاری از مادران سرپرست خانوار، با وجود تمام سختی‌ها، تمام تلاش خود را می‌کنند تا فرزندان‌شان را به تحصیل برسانند و از فقر نجات دهند. آن‌ها اغلب خود را قربانی می‌کنند تا فرزندان‌شان فرصت‌های بهتری داشته باشند. این «سرمایه عاطفی» و تلاش برای شکستن چرخه فقر، یک نیروی محرکه اقتصادی پنهان است. اگر این تلاش‌ها با حمایت‌های هدفمند (مثل بورسیه‌های تحصیلی، تغذیه رایگان مدارس و مشاوره‌های شغلی) همراه شود، می‌تواند به سرعت چرخه فقر را بشکند و نسل جدیدی از نیروی کار ماهر و مستقل را به اقتصاد وارد کند.

نکته کلیدی اینجاست که سرمایه‌گذاری روی مادران سرپرست خانوار، در واقع سرمایه‌گذاری روی آینده اقتصاد کشور است*. هر دلار یا ریالی که برای آموزش، بهداشت و توانمندسازی اقتصادی این مادران هزینه شود، بازگشت سرمایه‌ای چندبرابری در آینده خواهد داشت؛ هم در کاهش هزینه‌های رفاهی دولت و هم در افزایش تولید ناخالص داخلی از طریق نیروی کار سالم و تحصیل‌کرده. بدون حمایت از این مادران، شکاف طبقاتی عمیق‌تر شده و پتانسیل اقتصادی کشور برای رشد پایدار محدود می‌شود.

  • نویسنده : آمنه نوری