اکو تحلیل-روزنامه نیو استریتس تایمز مالزی در تحلیلی راهبردی از بازگشت جغرافیا به عنوان محور اصلی اقتصاد جهانی نوشت. تنگه هرمز، کانال سوئز و تنگه مالاکا به نهادهای اقتصادی تبدیل شده‌اند و ریسک ژئوپلیتیک به یک متغیر اقتصادی بدل شده است.

به گزارش اکو تحلیل روزنامه انگلیسی‌زبان «نیو استریتس تایمز» مستقر در کوالالامپور در تحلیلی راهبردی، از بازگشت جغرافیا به عنوان یکی از اصول محوری سازمان‌دهنده اقتصاد بین‌الملل در قرن بیست‌ویکم نوشته است. به باور این روزنامه، گلوگاه‌های دریایی دیگر صرفاً آبراه‌هایی برای اتصال اقیانوس‌ها نیستند، بلکه به نهادهای اقتصادی تأثیرگذاری تبدیل شده‌اند که جریان انرژی، کالاها و حتی نیمه‌رساناها را کنترل می‌کنند.

جغرافیا؛ فراموش‌شده‌ای که بازگشت

موج جهانی‌سازی حدود سه دهه، دولت‌ها و کسب‌وکارها را به سمتی سوق داد که باور کنند فناوری، بازارها و زنجیره‌های تأمین بر جغرافیا غلبه کرده‌اند. تولید به هر نقطه‌ای که هزینه‌ها پایین‌تر بود، منتقل شد و سرمایه با سهولتی بی‌سابقه جریان پیدا کرد. اما رویدادهای اخیر نشان داده‌اند که این تصور، یکی از بزرگ‌ترین خطاهای راهبردی عصر ما بوده است.

این روزنامه تأکید کرده است که نقشه‌ها هرگز اهمیت خود را از دست نمی‌دهند؛ این ما بودیم که خود را متقاعد کردیم که دیگر بی‌اهمیت هستند.

گلوگاه‌های دریایی؛ شریان‌های حیاتی اقتصاد جهانی

حدود یک‌پنجم نفت خام جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند و بار جابجایی تقریباً یک‌سوم حمل‌ونقل جهانی کانتینرها بر دوش کانال سوئز است. تنگه مالاکا نیز همچنان یکی از پرترددترین کریدورهای دریایی جهان و مهم‌ترین مسیر اتصال شرق آسیا به اقیانوس هند، خاورمیانه و اروپا محسوب می‌شود.

گلوگاه دریایینقش کلیدی
تنگه هرمزعبور حدود ۲۰ درصد نفت خام جهان
کانال سوئزجابجایی یک‌سوم حمل‌ونقل جهانی کانتینرها
تنگه مالاکااتصال شرق آسیا به اقیانوس هند، خاورمیانه و اروپا
باب‌المندباتصال دریای سرخ به اقیانوس هند
تنگه تایوانانتقال نیمه‌رساناها و تجهیزات الکترونیکی پیشرفته

این آبراه‌ها صرفاً مسیرهای کشتیرانی نیستند، بلکه شریان‌هایی هستند که اقتصاد جهانی از طریق آنها تنفس می‌کند.

وقتی جغرافیا به نهاد اقتصادی تبدیل می‌شود

گلوگاه‌های دریایی اصلی جهان از جمله تنگه هرمز، باب‌المندب، کانال سوئز، تنگه مالاکا و تنگه تایوان، دیگر نباید صرفاً آبراه‌هایی باریک برای اتصال اقیانوس‌ها انگاشته شوند. آنها نهادهای راهبردی اقتصادی هستند که جریان انرژی، کالاهای تولیدی و صنعتی، محصولات کشاورزی، نیمه‌رساناها و مواد اولیه واسطه‌ای مورد نیاز اقتصاد جهانی را حفظ می‌کنند و پایدار نگه می‌دارند.

زمانی که فعالیت این شریان‌ها عادی باشد، اهمیتشان اغلب نادیده گرفته می‌شود. اما ارزش واقعی آنها تنها زمانی آشکار می‌شود که دچار اختلال شوند.

تنگه هرمز ۲۰۲۶؛ ریسک به عنوان یک متغیر اقتصادی

تنش‌های پیرامون تنگه هرمز در سال ۲۰۲۶ (که به‌دنبال تجاوز نظامی مشترک واشنگتن و تل‌آویو علیه تهران رقم خورد)، نمونه روشنی از این واقعیت است. به باور نگارنده، حتی پس از تعدیل تنش‌های نظامی و ازسرگیری تدریجی کشتیرانی، اعتماد و اطمینان تجاری به مراتب کُندتر از انتظارات احیا شد.

این حادثه نشان داد که بازارها نه فقط به وقوع درگیری واقعی، بلکه به احتمال وقوع اختلال نیز واکنش نشان می‌دهند. به عبارت دیگر، خودِ «ریسک» به یک متغیر اقتصادی تبدیل شده است.

از کارآمدی به تاب‌آوری؛ تغییر پارادایم جهانی

در بخش عمده دوران پس از جنگ سرد، کارآمدی مهم‌ترین اصل جهانی‌سازی بود. شرکت‌ها تولید خود را بر اساس سه مؤلفه هزینه، سرعت و مقیاس بهینه می‌کردند. موجودی انبارها به حداقل می‌رسید و ظرفیت‌های اضافی، نوعی ناکارآمدی تلقی می‌شد.

اما امروز، آنچه بیش از هر چیز ژئواکونومی را تعریف می‌کند، «تاب‌آوری» است. شرکت‌ها اکنون مقاصد سرمایه‌گذاری را با معیارهایی ارزیابی می‌کنند که پیش‌تر عمدتاً با برنامه‌ریزان امنیت ملی سروکار داشت:

  • ثبات سیاسی

  • امنیت دریایی

  • شبکه‌های ائتلافی

  • تاب‌آوری انرژی

  • ظرفیت پشتیبان در شبکه لجستیکی

  • دسترسی راهبردی به مسیرهای مطمئن کشتیرانی

امروزه تاب‌آوری زنجیره تأمین به همان اندازه بهره‌وری تولید اهمیت پیدا کرده است. هدف دیگر صرفاً تولید با کمترین هزینه ممکن نیست؛ بلکه حصول اطمینان از تداوم تولید در مقاطع ابهامات ژئوپلیتیکی است.

مالزی؛ ذی‌نفع اصلی بازگشت جغرافیا

کمتر کشوری به اندازه مالزی از این احیای نقش جغرافیا ذی‌نفع و به عبارت بهتر، آینده‌اش به آن گره خورده است. مالزی که در امتداد تنگه مالاکا واقع شده، رونق و شکوفایی خود را به همان اندازه که مدیون منابع طبیعی‌اش بوده، همواره مرهون موقعیت راهبردی خود نیز بوده است.

در برهه‌ای که شرکت‌های چندملیتی در حال بازنگری زنجیره‌های تأمین خود هستند و دولت‌ها راهبردهای امنیت ملی خود را بازآرایی می‌کنند، مالزی یکی از ارزشمندترین موقعیت‌های راهبردی را در افق نوظهور «ژئواکونومیک» در اختیار دارد.

اقتصاد دیجیتال نیز بر پایه‌های فیزیکی استوار است

هوش مصنوعی، رایانش ابری، تولید پیشرفته، انرژی‌های تجدیدپذیر و تجارت دیجیتال همه‌وهمه به زیرساخت‌های فیزیکی از جمله بنادر، کابل‌های زیردریایی، مسیرهای کشتیرانی، مراکز لجستیکی و گلوگاه‌های دریایی وابسته‌اند. حتی اقتصاد دیجیتال نیز در نهایت بر پایه‌های جغرافیایی ملموس استوار است.

 جغرافیا بازگشته است

جغرافیا فرصت ایجاد می‌کند، اما این سیاست‌گذاری است که تحقق یا عدم تحقق آن فرصت را تعیین می‌کند. قرن بیست‌ویکم شاهد بازگشت جغرافیا به‌عنوان یکی از اصول محوری سازمان‌دهنده اقتصاد بین‌الملل است.

کشورهایی که در دهه‌های آتی شکوفا شده و به کامیابی خواهند رسید، لزوماً آنهایی نیستند که بزرگ‌ترین اقتصادها یا قدرتمندترین ارتش‌ها را دارند؛ بلکه کشورهایی هستند که بهتر از دیگران در می‌یابند که چگونه «جغرافیا، اقتصاد و دیپلماسی» یکدیگر را تقویت می‌کنند.

تاریخ به پایان نرسیده؛ جغرافیا بازگشته و به همراه آن، این واقعیت دیرپا نیز بازگشته است که کنترل بر شریان‌های تجارت جهانی همچنان یکی از کهن‌ترین و مؤثرترین ابزارهای قدرت راهبردی محسوب می‌شود.