انتقادات ایشان به سیاستهای حمایتی ناکارآمد، ساختار یارانهای معیوب و مداخلات دولتی، همسو با یافتههای گزارشهای متعدد مرکز پژوهشهای مجلس است. این همسویی، ضرورت بازنگری اساسی در رویکردها و سیاستهای انرژی کشور را بیش از پیش نمایان میسازد.
به طور نمونه، یارانههای ناکارآمد و پرداخت گسترده آن به همه اقشار و دهک های جامعه بخشی از این فاجعه حکمرانی است؛ در حالی که هر دو منبع بر ناکارآمدی یارانههای فعلی تاکید دارند. یارانههایی که به جای ایجاد انگیزه برای بهینهسازی مصرف، موجب تشویق به مصرف بیرویه و اتلاف منابع شدهاند. گزارشهای مرکز پژوهشهای مجلس نیز بارها به این نکته اشاره کردهاند که تخصیص یارانهها باید هدفمند و مشروط به رعایت استانداردهای بهینهسازی باشد.
از سوی دیگر مداخلات دولتی نیز بخشی از این پازل هراسناک مدیریتی است و بر اساس گزارش های منابع رسمی کشور، بسیاری از فاکتورها مداخلات مستقیم دولت در بخش انرژی را عامل اصلی ایجاد اختلال در بازار و کاهش کارایی میدانند. دخالت دولت در تعیین قیمتها، تخصیص منابع و انتخاب فناوریها موجب ایجاد رانتخواری، فساد و کاهش انگیزه برای سرمایهگذاری بخش خصوصی شده است.
این در حالی است که اولویتبندی نادرست صنایع نیز در این راستا به کمک ناکارآمدی های مدیریت انرژی آمده و انتقاد معاون رئیسجمهور به حمایت از صنایع پرمصرف و کمبازده، با یافتههای مرکز پژوهشهای مجلس در خصوص اولویتبندی نادرست صنایع در حالی همخوانی دارد که سرمایهگذاریهای کلان در صنایع انرژیبر مانند فولاد، بدون توجه به ملاحظات زیستمحیطی و بهینهسازی مصرف انرژی، نه تنها موجب افزایش وابستگی به منابع فسیلی شده، بلکه آسیبپذیری کشور را در برابر تهدیدات خارجی نیز افزایش داده است.
اما تمام این تکه های پازل در حالی یک مدیریت اشتباه در زمینه انرژی در کشور را تکمیل می کند که عدم توجه به صنایع های تک در ایران آن هم در وقت و زمانی که بسیاری از کشورهای منطقه این موضوع را در دستور کار خود قرار داده اند، تعجب همگان را برانگیحته است. کارشناسان و دانشمندان در حالی بر ضرورت توجه به صنایع های تک و دانشبنیان تاکید دارند که این صنایع، علاوه بر ایجاد ارزش افزوده بالا، میتوانند زمینه اشتغالزایی و توسعه پایدار را فراهم کنند.
اما به راستی تا کی باید تاوان اشتباهات گذشته را پرداخت؟ پاسخ به این سوال، متاسفانه نیازمند ارادهای جدی بین دولتمردان و تصمیم سازان برای تغییر است و اگر روند فعلی ادامه یابد، ایران تاوان سنگینی را در آیندهای نزدیک خواهد پرداخت.
با توجه به رشد روزافزون مصرف انرژی و کاهش منابع فسیلی، بحران انرژی در ایران و در آینده ای نه چندان دور به یک واقعیت اجتنابناپذیر تبدیل خواهد شد. این بحران، میتواند منجر به قطعیهای گسترده برق و گاز، افزایش قیمتها و کاهش فعالیتهای اقتصادی شود.
همچنین وابستگی شدید به نفت و گاز، اقتصاد ایران را در برابر نوسانات قیمت جهانی و تحریمهای خارجی آسیبپذیر کرده است. تنوعبخشی به اقتصاد و توسعه صنایع های تک، میتواند این آسیبپذیری را کاهش دهد.
این در حالی است که مصرف بیرویه سوختهای فسیلی نیز موجب افزایش آلودگی هوا و بروز بیماریهای تنفسی شده است. لذا ایران ناچار است با توسعه صنایع های تک و استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، به کاهش آلودگی هوا کمک کند، اما خطاهای استراتژیک و سرمایهگذاریهای پرخطرمتاسفانه مانند کلافی سردرگم دور این کشور ریشه دار تاریخی پیچیده و اجازه تنفس به آن نمی دهد.
سرمایهگذاری در صنایع انرژیبر و آسیبپذیر مانند فولاد، در حالی که صنایع های تک و دانشبنیان نادیده گرفته میشوند، یک خطای استراتژیک بزرگ است. این صنایع، نه تنها به نسبت مصرف آب، برق و گاز و مخاطرات زیست محیطی طولانی مدت که به دنبال دارند، ارزش افزوده کمی ایجاد میکنند، و به راحتی میتوانند مورد تعرض دشمن قرار گیرند، همانطور که در جنگ تحمیلی سوم شاهد آن بودیم، ولی در مقابل، صنایع های تک، علاوه بر ایجاد ارزش افزوده بالا، میتوانند ایران را به یک هاب منطقهای تبدیل کنند و وابستگی اقتصاد به نفت را روز به روز کاهش دهند.
با این توضیح، باید گفت برای عبور از بحران فعلی، ایران نیازمند یک تحول اساسی در سیاستهای انرژی و صنعتی خود می باشد که این تحولات می تواند موارد زیر را در بر بگیرد:
اصلاح نظام یارانهها: هدفمندسازی یارانهها و مشروط کردن آنها به رعایت استانداردهای بهینهسازی.
کاهش مداخلات دولتی: واگذاری بخشهای مختلف صنعت انرژی به بخش خصوصی و ایجاد فضای رقابتی.
اولویتبندی صنایع های تک: حمایت از صنایعهای تک و دانشبنیان و ایجاد زیرساختهای لازم برای توسعه آنها.
توسعه انرژیهای تجدیدپذیر: سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی.
بهینهسازی مصرف انرژی: اجرای برنامههای جامع بهینهسازی مصرف انرژی در تمامی بخشها.
تغییر مسیر، دشوار اما اجتنابناپذیر است. و خلاصه کلام، هرچند تلخ و گزنده، ولی واقعیت امر این است که اگر ایران نتواند به سرعت این تحولات را آغاز کند، تاوان سنگینی در آینده خواهد پرداخت.
- نویسنده : مهران صدرزاده
































Tuesday, 26 May , 2026