به گزارش مجله خبری اکوتحلیل، فرشاد مومنی افزود: اگر اوضاع و احوال جامعه مطلوب نیست و چرخهای اقتصاد خوب نمیچرخد، یک وجه معرفتی برای چرایی این اوضاع مطرح میشود و یک وجه منفعتی. برای وجه معرفتی میتوانیم کارهایی بکنیم، اما اگر آنها که در ساختار قدرت هستند، منافع خود را ناهمراستا با منافع ملی تعریف کرده باشند، باید فکر دیگری برای آن کرد. اکنون حمل بر صحت میکنیم و فرض میکنیم که مشکل اصلی نظام تصمیمگیریهای کشور، ضعف اندیشهای است.
این استاد دانشگاه گفت: اگر قرار باشد که علم فصلالخطاب قرار بگیرد، میتوان با این چرتکهداران گرامی صحبت و آنها را دعوت کرد که ذهنشان را با مفاهیمی مانند بیماری هلندی و نفرین منابع درگیر کنند. در آنجا به جزییات توضیح داده شده که اگر خرد اداره اقتصاد نباشد، وفور منابع مانند بلا میماند. نفرین منابع استعارهای برای تشریح وضعیت کشورهای خام فروش که در دهه ۱۹۷۰ با جهش قیمت مواد خام روبهرو شدند به کار گرفته میشود. برای نمونه در ایران، همه شما بدمستیهای شاه را در دوره بعد از جهش قیمت نفت به خاطر دارید. منطقهای رفتاری اینکه چرا اگر خرد اداره اقتصاد ملی نباشد، وفور منابع به ضد خود تبدیل میشود و کشور را با هزینههای بسیار سنگین انسانی، اجتماعی و محیط زیستی روبهرو میکند، در جای خود یکی از ذخیرههای بزرگ دانایی در اندیشه توسعه محسوب میشود.
وی اضافه کرد: به زیان عدد و رقم، سالهای ۶۵ تا ۶۸ سالهایی بود که ما با نخستین شوک معکوس نفتی روبهرو بودیم. یعنی بعد از جهشهای قبل، اولین سقوط آنجا اتفاق افتاد. مرحوم هاشمیرفسنجانی که سرآغاز شوک درمانی را در اقتصاد سیاسی ایران کلید زد که البته با حسننیت بود و دلش میخواست پول انبوهی در اختیار دولت باشد تا بتواند با سرعت خرابیهای دوره جنگ را مثلا به آبادی تبدیل کند. با اینکه قیمت رسمی دلار در سرآغاز از حدود ۷ تومان به حدود ۱۰۰ تومان رسید، در دوره ریاستجمهوری ایشان، کسری مالی دولت از محل بودجه عمومی، یعنی بدهیهای دولت از کانال بودجه عمومی، در عرض ۸ سال ۸ برابر و بدهی دولت از محل بودجه شرکتها ۲۳ برابر شد! ظاهر قضیه این بود که آنها قیمت ارز را تقریبا ۱۵ برابر کردند که ۱۵ برابر پولدارتر شوند، اما این اتفاق افتاد و میتوان با جزییات درباره حکمت آن صحبت کرد.
افزایش نرخ ارز یک سیاست تورمزا است
این اقتصاددان با بیان اینکه در گزارش اقتصادی سال ۱۳۷۳ که سازمان برنامه منتشر کرده، آمده که زمان عبرتگیری از پدیده شوک درمانی است، افزود: در این گزارش میگوید در این حدود ۶ سال که ما به نیت افزایش درآمد قیمت ارز را جهش دادیم، به ازای هر یک واحد کسب درآمد از این محل، هزینههای مصرفی دولت ۳.۵ برابر شده است؛ یعنی دولت برای جبران خطاکاریهای خود در باتلاق افلاس و بدهی و فشار به مردم افتاد. در توضیح اینکه چرا با افزایش نرخ ارز، هزینههای دولت به آن اندازه افزایش مییابد، توضیحی که داده میشود این است که افزایش نرخ ارز، یک سیاست تورمزا است و یکی از پیامدهای شرایط تورمی، پیامدهای اخلاقی است. افراد احساس میکنند که دولت دیگر پناه آنها نیست و به فکر آنها هم نیست و هر کس هر جا هست، باید خودش به فکر خودش باشد. این گونه میشود که در دورانهای شوک درمانی، ایران با بیسابقهترین ابعاد گسترش و تعمیق فساد و نابرابریهای ناموجه هم روبهرو میشود.
نامه چهارم مومنی و راغفر به دولت و مجلس منتشر خواهد شد
به گفته مومنی، اکنون اقتصاد سیاسی ایران در این باتلاق گیر کرده است. آنچه همراه با آقای دکتر راغفر تاکنون طی سه نامه که به آقای رییسجمهور نوشتیم و گوشزد کردیم، هشدار به این بود که اگر ریل سیاستگذاری اقتصادی را تغییر ندهید و به فکر رفوکاری خطاهای قبلی باشید، شما هم در اسارت این دور باطل در خواهید آمد. اکنون هم به مناسبت این لایحه بودجه به غایت نگرانکننده که دولت محترم داده است، ما مشغول تنظیم نامه چهارم هستیم. در این نامه، علاوه بر دولت محترم و رییسجمهور، خطابمان به مجلسیها هم هست؛ چرا که در پخت و پز بودجه، مجلسیها هم نقش دارند.
صدای برندگان تورم رساتر از صدای مردم
این استاد اقتصاد تاکید کرد: مقدمه این تغییر ریل این است که همه کمک کنیم که نظام تصمیمگیریهای اساسی کشور، قدرت تشخیص پیدا کند. چون اغواگریهای آن سیاست، به منافع گروههایی گره میخورد و در حالی که اکثریت قاطع جمعیت از سیاستهای تورمزا و اشتغالزدا ضرر میکنند، آن گروهها نفع میبرند و اکنون صدای آن گروهها در نزد تصمیمگیران ما، خیلی رساتر از صدای تولیدکنندهها، فرودستان و عامه مردم است. بنابراین ما برای اینکه این هوشیاری و قدرت تشخیص ایجاد شود که اگر دولت و مجلس بخواهند در همان باتلاق دست و پا بزنند، بیشتر فروخواهند رفت. یکی از روزنههایی که میتواند کمک کند و این هوشیاری را پدید آورد، مراجعه به تاریخ است. گفته میشود هر میزان که به گذشته برگردید، پیچیدگیهای جامعه کمتر میشود، بنابراین میتواند با تشخیص قدرتمندتری توجه نظام تصمیمگیریهای اساسی کشور را به کانونهای اصلی جلب کرد.
کانون اصلی قفل شدگی ایران
رییس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: کانون اصلی قفلشدگی ایران، این است که در اثر شوک درمانی، رباخوارها، دلالها، سوداگران و وارداتچیها نفع میبرند. اما دولت، مردم و تولیدکنندهها به شدت متضرر میشوند و هر میزان اندازه شوکهای قیمتی بزرگتر باشد، اندازه این نفع و ضرر هم افزایش مییابد.
این اقتصاددان با بیان اینکه آنچه از ناحیه فقرزایی سیاستهای شوک درمانی بر سر ایران آمده وحشتناک است، اضافه کرد: در سال ۱۴۰۱، این پوست خربزه زیر پای مرحوم رییسی هم انداخته شد که یک شوک نرخ ارز ایجاد کند و به شکل بسیار بدتری در بودجه ۱۴۰۴، برای آقای رییسجمهور و مردم ایران تدارک شده است. در شرایطی که بخش قابل اعتنایی از جمعیت فقیران ایران، بر اساس گزارشهای رسمی، با کل حقوق و درآمدشان نمیتوانند نیازهای غذایی خود را تامین کنند، بیسابقهترین جهش در قیمت مواد غذایی از پایان جنگ جهانی دوم تا امروز در ۱۴۰۱ رخ داد. کانون بسیار کلیدی دیگر فقرا، اجارهخانه است. همیشه با هر شوک قیمتی که اتفاق میافتد، فقرا هم از نظر مواد غذایی و هم از نظر اجارهخانه با عسرتهای جدیدتر و شدیدتری روبهرو میشوند.
با رویکرد چرتکهای به همه چیز توجه میشود
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: حلقه مفقوده نظام تصمیمگیریهای اساسی کشور این است که در رویکرد چرتکهای به هر چیزی توجه میکند، به جز اینکه توجه کند که با این جهتگیریهای سیاستیاش، چه بر سر تولیدکنندهها میآید. فشارهای بسیار شدیدتر از گذشته، در سند بودجه ۱۴۰۴ و برنامه هفتم وجود دارد، اما کوچکترین ارادهای برای رفع تنگناهای تولید مشاهده نمیشود.
مهمترین پیامد شوک درمانی افزایش قیمت پول برای تولیدکنندهها است
مومنی با بیان اینکه مهمترین پیامد شوک درمانی این است که قیمت پول را برای تولیدکنندهها افزایش میدهد، تاکید کرد: اکنون نرخ بهره ایران جزو بالاترین نسبتها در جهان است، غیرتهایی راجع به چیزهایی زود برانگیخته میشود، کفن میپوشند و تجمع میکنند، اما درباره اینکه از ۱۳۷۰ تاکنون قیمت تمام شده پول برای تولیدکنندگان ایران تا ۱۰ برابر میانگین جهانی است، غیرتی برانگیخته نمیشود. وقتی این فشار را روی تولیدکنندهها میگذارید و تولید سقوط میکند، نیازهای مردم که منتفی نمیشود؛ وقتی نیازهای جامعه از محل تولید داخلی تامین نشد، راه برای واردات باز میشود. این گونه میشود که همیشه پشت سر آنها که علیه اصلاح ساختار هزینه حکومت و مهار هزینههای بیمورد در دوره قاجار قیام کردند، خارجیها هم قرار دارند.
رییس موسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: بعد از به توپ بستن مجلس، وقتی صنیعالدوله اولین لایحه بودجه بر محور کاستن از هزینههای غیرضروری حکومت را به مجلس برد، دو نفر تبعه روسیه با گلوله در مغز او شلیک کردند. چرا ذینفعان ایرانی ترجیح میدادند که روسها کار ترور را انجام بدهند؟! به این دلیل که بر اساس امتیاز کاپیتولاسیون اتباع روسیه و انگلیس اگر در ایران هر کاری میکردند، حداکثر کاری که میتوانستیم بکنیم این بود که آنها را به سفارتخانههایشان تحویل بدهیم. حتی ما اجازه ردگیری اینکه آنها که این جنایت را کردند وقتی به کشورشان فرستاده میشدند، چه میکنند را هم نداشتیم. به همین دلیل بود که وقتی آن دو تبعه روسی صنیعالدوله را زدند، بلافاصله تحویل سفارت روسیه شدند و ما در تاریخ هم هیچ گزارشی نداریم که با آنها چه کردند. مومنی خاطرنشان کرد: حکمت اینکه میبینید منافع خارجیها هم در این است که حکومت در ایران تولیدش را تقویت نکند و راه را برای واردات باز کند، این است. اگر در ساختار قدرت، گوشی برای شنیدن و چشمی برای دیدن داشته باشیم، موضوعاتی که ریچارد نفیو، که ۲۰ سال مسوول میز تحریمها علیه ایران در دوره بعد از انقلاب بوده، به خوبی اهداف امریکا را در این ارتباط توضیح داده است. من زمانی که این کتاب در دوره روحانی منتشر شد، از دولت و مجلس خواستم کلاسهای آموزشی برای سیاستگذاران در دولت و مجلس با محوریت بررسی این کتاب برگزار شود.
بودجه ۱۴۰۴ نگرانکننده است
وی با بیان اینکه در این کتاب برنامهشان را برای اینکه ایران را دچار بحران و خفت و ذلت کنند به خوبی تشریح کردهاند و آوردهاند که باید حکومت ایران را به این سمت کانالیزه کنیم که سیاستهای تورمزا و اشتغالزدا را سیاستهای مطلوب تلقی کند، اظهار داشت: برآیند آنچه حاصل شده و به شکل بسیار نگرانکنندهای در بودجه ۱۴۰۴ هم حاصل شده، این است که با این خرد نمیشود از ورطه آن دورهای باطل خارج شویم. باید ریل اداره اقتصاد ما تغییر کند.
مومنی به هماهنگی روسها و انگلیسها برای سرکوب منافع ایران در جریان تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ و همچنین همکاری و نقشآفرینی مشترک آنها در دوره دولت دکتر مصدق بهرغم رقابتهایی که با یکدیگر داشتند، اشاره کرد و گفت: شکنندگیآوری امتیازهایی که در جهت خلاف مصالح توسعه و استقلال ملی به هر بهانهای به روسیه و چین داده شود، برای آینده ایران، اصلا کمتر از امتیازاتی که محمدرضا شاه به امریکا داد، نیست. شواهدی وجود دارد که در برخی از زمینهها بدتر از آن است. بررسی امتیازاتی که خودروسازان چینی در ایران دارند، نشان میدهد که اصلا نمیتوان آن را با منطق استقلال ملی توضیح داد. اینکه ما مهلکترین فشارها را بر خودروسازان داخلی وارد کنیم و آن از بین بردن توان تولید ملی ما، جاده صافکن حضور خودروسازان چینی در اقتصاد ایران شود.
رییس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ابراز عقیده کرد: اکنون اگر از ما بپرسند که آیا خودروسازان ایران کار با کیفیت میکنند یا خیر؟! قاطعانه میگوییم نه! اما آنها که هلیم خارجیها را در اقتصاد ایران هم میزنند، میگویند آن را تعطیل کنیم و به طور کلی به دست خارجیها بدهیم. در حالی که اگر کشوری در قواره ایران، ظرفیتهای تولید باکیفیت خودروییاش کاهش یابد، نمیتواند کمر راست کند و حتی ممکن است منجر به خطر تجزیه ملی هم شود. اینها را میتواند با عدد و رقم بررسی کرد.
به گذشته نگاه کنیم تا مسائل را عریانتر ببینیم
این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی گفت: تجربه شوستر را ببینید؛ او از شعاعالسلطنه که اخوی پادشاه بوده به عنوان یک دانه درشت بدهکار مالیاتی، میخواهد بدهیهایش را به دولت بدهد. وقتی نمیدهد، شوستر سه ساختمان از او را مصادره میکند. به محض اینکه اموال او مصادره شد، وزارت خارجه روسیه در بیانیهای به ایران اولتیماتوم داد که باید ظرف ۷۲ ساعت، دو اتفاق در ایران بیفتد؛ اول اینکه شوستر باید برود و دیگر اینکه اموال شعاعالسلطنه به او بازگردانده شود. حکومت روسیه به این وضوح، این گونه مداخله میکرد. انقلابیون مشروطه تظاهرات میکنند و زنده باد و مرده باد میگویند، ظرف ۴۸ ساعت قوای روس خود را به قزوین میرسانند. در بیانیه دوم اعلام میکند که اگر در این ۲۴ ساعت، این دو اتفاق نیفتد، ما تهران را اشغال خواهیم کرد. در نتیجه آنها شوستر را اخراج و داراییهای شعاعالسطنه را به او برمیگردانند. بعدا که از سفیر روسیه درباره این اقدامات توضیح میخواهند، او به معاهده ترکمانچای استناد میکند و میگوید در قبال امتیازهایی که گرفته بودیم، قول داده بودیم که هوای خاندان قاجار را داشته باشیم. تعرض به خانواده سلطنتی قاجار، تعرض به اتباع روسی تلقی میشود. اینها در تاریخ به شفافیت دیده میشود. به گذشته که نگاه میکنیم، مسائل را عریانتر میبینیم.
۳۰ سال است برنامه اجرا میکنید و دنبال نفوذ میگردید؟
مومنی افزود: اکنون شرایط بسیار پیچیدهتر است. اگر بخواهید نفوذیهای واقعی را بشناسید، باید خیلی فسفر بسوزانید. بخش بزرگی از پروژه نفوذ در کشورهای در حال توسعه برای به فلاکت و افلاس انداختنشان از کانال برنامه تعدیل ساختاری اجرا میشود. شما خودتان ۳۰ سال است که این برنامه را اجرا میکنید و بعد دنبال نفوذ میگردید؟! اما در گذشته تاریخی میشود اینها را شفافتر دید و فهمید./ انتهای پیام































Sunday, 12 July , 2026